چاپ این صفحه
پنج شنبه, 19 اسفند 1400 13:15

کتاب کژفهمی فناوری

نوشته‌شده توسط
به این مطلب رای دهید
(0 رای)

یکی از بهترین کتاب‌هایی که در حوزه‌ی تحول دیجیتال اخیراً مطالعه کردم، همین کتاب کژفهمی فناوری هستش. بعد از مطالعه‌ی کتاب ماتریس دیجیتال ونکاترامان، تحول دیجیتال وسترمن و ناخدایی دیجیتال شامی زنجانی، مطالعه‌ی این کتاب، دقیقاً همون چیزی بود که خودم هم بهش رسیده بودم. اینکه تحول دیجیتال کمترین ارتباط رو با فناوری داره. در واقع فناوری یه ابزاره و به خودی خودش نمیتونه باعث تحول دیجیتال بشه. عوامل مختلفی علاوه بر فناوری در موفقیت تحول دیجیتال دخیل هستن که عموماً هم مربوط به افراد هستن و میشه به نوعی در موضوعات رفتار سازمانی اونها رو مطالعه کرد. 

 


 

در اینجا فرازی از این کتاب ارزشمند رو با هم مرور می‌کنیم.

در دنیایی زندگی می کنیم که اکثر رهبران سازمانی به راحتی به توصیه ای که به پیتر دراکر استاد مدیریت منتسب شده است صحه می گذارند: «فرهنگ برای ناهار استراتژی را می خورد.» بدون شک، فرهنگ در اکثر مباحث مرتبط با تحول دیجیتال حائز اهمیت است. سازمان ها تلاش می کنند تا اجزای سازنده فرهنگ اولیه دیجیتالی را درک کنند. بعضی از شرکت ها به سیلیکون ولی می روند و سعی دارند تا کار خود را راه اندازی کنند، با این امید که همان تجربه را داشته باشند و در این مسیر جادو را جذب کنند. برخی دیگر سعی می کنند با طراحی فضاهای اداری جدید و دارای مبل های راحت، فضای گروهی مشترک، فوتبال دستی و قانون پوشیدن لباس غیر رسمی مانند جین حس و فضای دیجیتالی ایجاد کنند. برخی دیگر اسامی نقش های رهبری را تغییر می دهند تا نشان دهند که آنها حقیقت دیجیتالی هستند، اما واقعا نمیدانند چه معنایی فراتر از تغییر نام وجود دارد. (به عنوان مثال، رئیس ارشد دیجیتال به جای مدیر ارشد بازاریابی).

اما فرهنگ دیجیتال عمیق تر از این موضوع است. این مفهوم فقط مربوط به چگونگی طراح یک سازمان و ابزارهای مورد استفاده آن نیست، بلکه درباره این است که چطور یک سازمان عمل می کند و به چه چیزی ارزش می دهد. این موضوع قابل گفتن نیست اما عمیقا در باورها جای  گرفته است. فرهنگ دیجیتال اغلب به معنی بودن "در جو محيط" یا بودن به عنوان بخشی از "حس محیطی" یک مکان توصیف می شود. از آنجا که فرهنگ حس ابهام را می دهد، اغلب به عنوان "یک تجربه خوبِ غیرضروری" دیده شده است. همان طور که در این پژوهش پی بردیم، فرهنگ در تلاش برای دستیاب به موفقیت، یک مولفه‌ی اختیاری نیست. در حقیقت، متوجه شدیم که فرهنگ یک عنصر ضروری برای بلوغ دیجیتال است، حتی اگر فهمیدن آن کمی دشوار باشد؛ بنابراین، فرهنگ چیست؟ فرهنگ اغلب به عنوان رفتارهای هنجارها و باورهای اجتماعی یک گروه توصیف شده است. فرهنگ "روش انجام شدن کارها" را نشان می‌دهد. فرهنگ فقط آنچه در بیانیه مأموریت یا کدهای اخلاقی نوشته شده نیست؛ همان چیزی است که افراد سازمان معتقدند الگوی رفتاری پذیرفته شده است. به این ترتیب، فرهنگ می‌تواند یک توانمندساز قوی (یا یک بازدارنده) برای بلوغ دیجیتالی باشد. در واقع، در مطالعه ما، یک فرهنگ غیر منعطف، خود خوشنودی و فقدان چابکی به عنوان بزرگترین تهدیدی مطرح شده که شرکت ها به دلیل روندهای دیجیتالی با آن مواجه هستند. به عبارت دیگر، فرهنگ یک سازمان می تواند رشد افراد بااستعداد و مدیران و رشد و بلوغ دیجیتال را متوقف یا فعال کند.

ادگار شاین، از انجمن استادان همکار اسلوان از مدیریت امریتس در دانشگاه ام.آی.تی به بررسی فرهنگ سازمانی، مشاوره فرایند، روند تحقیق، پویایی شغلی و یادگیری سازمانی و تغییر می پردازد. او سه سطح از فرهنگ سازمانی را توصیف می کند:

مصنوعات : چیزی که ما می بینیم. چیزی که یک فرد تازه وارد، بازدید کننده یا مشاور ممکن است متوجه شود. (برای مثال، وضعیت لباس پوشیدن، چیدمان فیزیکی، مبلمان، یا درجه رسمیت)

ارزش‎های حمایت شده: چیزی که آنها می گویند. چیزی که احتمالاً به ما گفته میشود به این علت که کارها باید به همان روش انجام شوند. (برای مثال، فلسفه شرکت، هنجارها و توجيهات)

فرضیات اساسی: چیزی که آنها عميقاً باور دارند و به آن عمل می کنند. باورهایی که به طور ناخودآگاه درباره سازمان، نحوه کار، هدف، افراد، پاداش و غیره وجود دارد.

مشاهده 283 زمان آخرین ویرایش در پنج شنبه, 19 اسفند 1400 21:42
علی‌اصغر امیری

تازه‌ترین‌ها از علی‌اصغر امیری

مطالب مرتبط